092.لحظات زیبای امتحان

ما امروز مراقبمون با پا یه ضربه آبدولاچگی شیرین زد تو کله یکی از بچه ها.اَی حال داد.امتحان بهمون چسبید.

منم تقریبا امروز یه همچین وضعیتی داشتم.

/ 5 نظر / 214 بازدید
داش دیوونه

[قهقهه] بجای نه باید میگفت التماس نکن [قهقهه][قلب][گل]

پونه

به خدا همچین بلایی سر من اومده. سر جلسه امتحان ریاضی وسط بکش بکش برگه امتحان سر استاد داد زدم که استاد جان مادرت ول کن برگه امو !!!! بیچاره خشکش زد! 5 دقیقه وقت بیشتر بهم داد[مغرور] اونجا بود پی بردم من چه فرشته اییم [فرشته]

حامد

ممنون.خیلی باحال بود.به دوستامم میگن بیان داش امیر.[چشمک][گل]

بابك+احد

آره منم اینطوری شدم تو دانشگاه 30 تا سوال داده بود نیم ساعت همشم محاسباتی بود آخرش همه کلاس وقت کم آوردن همه اینجور یمیکردن مراقبم با عصبانیت به همه گفت نه[نیشخند]

hasti

vase man pish nayoomade ta hala amma bahal bood