067.فانتزی من

یکی از فانتزیام اینه به دوستام بگم شغلم خیلی ساده است.بعد یه روز یکی از دوستام قلبش نیاز به عمل پیدا کنه بعد منم خیلی عادی با هاش بیام بیمارستان که بره واسه عمل بعد کلی باهاش حرف بزنم و دلداریش بدم بره اتاق عمل...

***************

از اتاق عمل که اومد بیرون بهم بگه حالش خیلی خوب شده و بگه میخوام جراحمو ببینم..بعد یه پرستار از در بیاد تو بگه آقای دکتر میبینم که به مریضتون سر زدین..بعد دوستم بگه یعنی تو...تو... جراح من بودی؟؟؟منم یه لبخند بزنم و بگم امیدوارم با قلب جدیدت زندگی خوبی داشته باشی و بعد خود افق منو محو کنه.

 

قلبلبخند

به یاد داش دیوونه

/ 5 نظر / 23 بازدید
fatima

خخخخخخخخخخخخخخخخخخ اقا داداش میدونستی من مالک افقم از داش امیییر بپرس بهت میگه.خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ[عینک]

پوریا

سلام داش امیررضا .اون ده دقیقه بدون قلب گپ زدنت منو کشته. همنشینی تو وب داش دیوونه هم فانتزی رو قوی کرده هم جوک دزدیو وب دوستای داش دیوونه چل پنجاه درصدش دزدی ازهمدیگه ست[ماچ]

AnajOoOoOn

خخخخخخ Beutifull

خخخخ

هستی

[چشمک]