126.جوک های امروزمون

دیروز به مخاطب خاصم اس دادم که عزیزم من رسیدم جلو خونتون !
بعد دیدم هیچی جواب نداد ! کمی منتظر موندم باز جواب نداد !
خواستم دوباره اس بدم یهو دیدم تو اس قبلیم " س " کلمه رسیدن رو نذاشتم
هیچی دیگه الان تک و تنها نشستم خاطراتمونو مرور میکنم…!


تبلیغ درختکاری در ایران
هموطن قلیانی؛ نهال امروز، ذغال فرداست !
امروز بکار فردا بچاق


ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺧﻮﮎ ﭼﻮﻥ ﺣﺪﺍﻗﻞ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﺕ ﮔ***ﻪ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺭﻩ
ﺗﻮ ﺭﻭﺕ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﻩ


دخـتـرای ایـرانـی دو دسـتـه َن ،
دسـتـه اول کـه اصــَـن حــرفــشـو نـــزن…!
دسـتـــه دوم کــه هــیچــی دیـگـه

.

شش سال پیش یه دستگاه خارجی به اسم توتال کور خریم واسه دراز و نشست

امروز توی تلوزیون خودمون گفت که این دستگاه اسم اصلیش تن تاکه

تازه تو ایران هم اختراع شده

هیچی دیگه منم به فکر افتادم برم لامپ رو اختراع کنم !

.

.

.

مورد داشتیم طرف قیافش شبیه دفاع آخر فوتبال دستی بوده

بعد زیر عکسش نوشته :

متنفرم از کسایی که جذب زیبایی ظاهری من میشن .

.

.

.

زنِ ابی چه حالی می‌کنه! دلِش که بگیره می‌گه فلان آهنگتو بخون واسه‌م پلیز!

.

.

.

اگه از کیفیت کسی که روش زوم کردی راضی نیستی

قبل از متاسف شدن

یه کوچولو هم به فکر ارتقاء لنزهای خودت باش…!

.

.

.

اگه کسی گفت Wow

حتما یا تو ذهنش میخواد بره اونور آب. یا ترم یک زبان درس گوجه و خیاره !

.

.

.

.

من هروقت خیلی خوشحال می‌شم وسطش یکم فک می‌کنم ببینم کجای کار می‌لنگه

که من انقدر خوشحالم

اصولا باید یه ضدحالی باشه توش نمی‌شه همینجوری که !

.

.

.

هیچ وقت یکیو انقد نبرین بالا که خودشم دیگه نتونه بیاد پایین

 

 

ﻣﮑﺎﻟﻤﻪ ﺩﻭ ﺗﺎﺟﯿﮑﺴﺘﺎﻧﯽ :
ﺷﻨﺒﻪ : ﺟﻤﻌﻪ ! ﺷﻨﺒﻪ ﺑﺎ ﭼﻬﺎﺭﺷﻨﺒﻪ ﺑﺮﯾﻢ ﺩﻭﺷﻨﺒﻪ ؟
ﺟﻤﻌﻪ : ﻧﻪ ﺷﻨﺒﻪ ! ﺩﻭﺷﻨﺒﻪ ﺑﺎ ﭼﻬﺎﺭﺷﻨﺒﻪ ﺑﺮﯾﻢ ﺩﻭﺷﻨﺒﻪ ؛ ﺗﺎ ﺳﻪ ﺷﻨﺒﻪ ﺑﺮﮔﺮﺩﯾﻢ !!!

 

 

مرداب به رود گفت : چه کردی که اینقدر زلالی ؟
صدا آمد از بی ادبان !!!
دیدن لقمان داره به صورت کرال پشت تو رود شنا میکنه !

 

 

“منفجر شی جوون”
دعای خیر یه پیرمرد پاکستانی برای یک جوون !

 

 

دیده بودیم مینویسن :
پارک = پنچری
دیروز یه جا زده بود :
پارک = انفجار !!!
فک کنم خونه واسه یه پاکستانی بوده …

 

 

مورد داشتیم دختره داشته رانندگی می کرده یادش رفته الان دنده چنده ، وایساده دوباره از ۱ شروع کرده …

 

 

مورد داشتیم دختره خونشون طبقه دوم بوده اومده تو کوچه دیده کیفشو نیاورده ، رفته کنار پنجره داد زده مامان کیفمو بزار رو کلیپسم بیاد پایین …

 

 

ﺯﻥ : ﻧﻤﯽ ﺩﻭﻧﻢ ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﺳﺮﺩﻣﻪ ؟!!!
ﻣﺮﺩ : ﺧﻮﺏ ﭘﺎﺷﻮ کتتو ﺑﭙﻮﺵ !
ﺯﻥ : ﺑﺎ ﮐﺖ ﮔﺮﻡ ﻧﻤﯿﺸﻢ
ﻣﺮﺩ : ﺑﺮﻭ ﺟﻠﻮﯼ ﺑﺨﺎﺭﯼ
ﺯﻥ : ﺁﺧﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺳﺮﺩﻩ ﺍﻭﻧﺠﺎ ﻫﻢ ﮔﺮﻡ ﻧﻤﯿﺸﻢ
ﻣﺮﺩ : ﺑﺮﻭ یه ﭘﺘﻮ ﺑﯿﺎﺭ ﺟﻠﻮﯼ ﺑﺨﺎﺭﯼ ﺑﻨﺪﺍﺯ ﺭﻭ ﺧﻮﺩﺕ
ﺯﻥ : ﺧﻮﻧﻪ ﭘﺪﺭﻡ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﻭﻗﺘﯽ ﺳﺮﺩﻡ میشد ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﻣﻨﻮ ﺑﻐﻞ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﺗﺎ ﮔﺮﻡ ﻣﯿﺸﺪﻡ
ﻣﺮﺩ : ﻫﻤﯿﻦ ﻣﻮﻧﺪﻩ که ﺗﺎ ﺁﺧﺮ ﺯمستون ﻣﺎﺩﺭﺗﻮ ﺑﯿﺎﺭﯾﻢ ﺧﻮﻧﻤﻮﻥ !!!

 

 

نوش جان

قلب

/ 6 نظر / 19 بازدید
سارا

خاک عالم بر سر این مرده که حرف دل این زن بی چاره رو نمی فهمه چی می کشه این زنه بی چاره ازدست خنگی این شوهرش[نیشخند]

سیده سعیده

سلام اقا امیر رضا ... خوبین ؟ چقد مطلباتون باحاله .... دلمون شاد شد. بسی خندیدیم ممنونم از حضورتون تو وبم بازم میام اینجا

شیما

سییییییییییلوم....[دست][دست][دست][دست]..وبت خیییییییلی خوبه...بازم میام...منننننننننننننمونم ک اووووووووومدی..بازم بیا.[لبخند]

روبینا

چی نوش جان؟؟؟؟؟؟؟

AnajOoOoOn

ههههههه