156.واااایی خددااااااا مدرررسه.....

 

 

در این خاطره به شما مدیریت بحران و استفاده از کمترین امکانات و منابع رو آموزش میدم؛

ما سه تا بودیم..

قضیه از اونجایی شروع شد که واسه واحد تغذیه و این سار بازیا(یزدی: لوس بازی-مسخره بازی) بردنمون یه پارک که غذا درست کنیم... مام گفتیم چطوره یه کتلت مشت درست کنیم..خلاصه رفتیم پارک و دیدیم همه دارن کباب درست میکنن و زیرانداز و همه سورسات آماده ... مام با اون دو تای هم گروهمون (سرگروه خودم بودما D:) رفتیم یه جایی تو باغچه و زیر یه درخت خیلی مذخرف (نامردا کل چمنا رو اشغال کرده بودن) یه کیسه ی گنده برداشتیم به عنوان زیرانداز؛ خودمونم دو زانو نشستیم رو باغچه با سخت ترین شرایط...

هم گروهیام کصصاااافففططااا هیچی نیورده بودن(ناگفته نماند که نمره ی کاملو گرفتن)   آقا مام چند تا کتلت برداشتیم از خونه اوردیم.. 2 تا خام و چندتا پخته (خاماش برای اینکه الکی به معلم بگیم نرسیدیم اوناشو بپزیم). تا نیم ساعت اول کارمون جمع کردن ذغالایی بود که معتادا و عملیا و چمیدونم خانواده هایی که واسه پیک نیک میومدنو غیره رو جمع کنیم. خوشبختانه دستکش پلاستیکی داشتم (درواقع تنها ابزاری که داشتم).

با دستکش تمام ذغالا رو جمع کردیمو 4 تا آجرم برداشتیم به عنوان دیواره ی اجاق.. 4تا اجارو گذاشتیم ذغالا رو ریختیم تو این اجاق..

بعد هر چی کبریت زدیم روشن نمی شدن.. عاخه خیلی کهنه بودن... هم گروهیای من هی کبریت میزدن ( بدبختی کبریت هم مال من بود) هر چی میگفتم دیوثا تموم نکنید لازم داریم گوش نمیکردن... 45 دقیقه رفتیم از این و اون التماس که ژل آتش زنه بدن.. عاقا نمیدادن که...به زور و بدبختی از یکیشون گرفتم.. وقتی داشتم با ژل برمیگشتم اشک تو چشام حلقه زده بود..میدوییدم..... اومد داد زدم گفتم بچه گیرم اومد... اونام مث نفر اول المپیاد اومدن استقبالم.... خلاصه ژلو ریختیم با اولین تماس کبریت ذغالمون آتیش گرفت..مث دیوونه ها بالا پائین میپریدیم..

بعد نوبت این شد که کتلتای پختمونو بذاریم رو تا الکی داغ شه...عاقا ما چنگالو فرو کردیم تو کتلتو گذاشتیم رو آتیش (مث اوسکولا نیم ساعت با دست نگه داشته بودیم عاخه چیزی نداشتیم روش سوار کنیم)

تو این مدت هزار یک اتفاق افتاد... آتیش خاموش شد....چنگالا گم شد....تازه اینجاشو نگفتم...کتلت از چنگال افتاد تو ژل در حال اشتعال و ذغال پر از باکتری .مام نامردی نکردیم اون قسمتای  ژلیشو گذاشتیم رو آتیش تا سریع ذوب شه بره...

ژلو که رفتیم پس بدیم تقریبا خالی شده بود (عاخه هم گروهیای خنگ من به جای این که ذغالو تکون بدن هی باد میزدن آتیشه خاموش میشد دوباره ژل میریختن )

یکیمون اومد گفت بچه ها معلم داررررررررره میاااااااااد.... منم سریع گوجه و کلم و اینا رو با یه کارد نه چندان تمیز بریدم و یه سالاد درست کردم...معلم داشت نزدیک میشد..(عاخه ما یه جای فوق العاده دور از جمعیت انتخاب کردیم که کسی از اسرار کارمون سر در نیاره خخخ D:)

مث این فیلما معلم داشت از دور میومد. منم سری داشتم آماده میکردم بساطو...اوه

(معلم ما هرجا میرفت پیش گروها میشست منتها ما زیر انداز نداشتیم همون طور سرپا غذا ها رو تست کرد...)

خلاصه معلم رسید ما هم یه قیافه ی معصومی گرفتیم که از ما صالح تر وجود نداره...

عاقا معلممون دستشو برد سمت چنگال که کتلتو برداره . ما ها نفسا تو سینه حبس :| :| سه تایی اینجوری به هم نگاه میکردیم...

گفتیم نکنه
 یه وقت بیوفته بمیره.. ( قضیه ی طبخ غذارو که در جریان بودین شیطان )

اولین کتلتو که خورد اینجوری داشتیم نگاش میکردیم.(O_O)(O_O) (O_O)تعجبوقت تمامنگران

گفت بچه ها دستتون درد نکنه عاللیییییی بود... نمره ی عملی همتون بییییسستته..

حالا من داشتم درختو گاز میگرفتم.. هم گروهیامو که دیگه نمیگم...

اون سالاد کزایی رو هم دادیم خورد..(ولی خوشمزه شده بود)

حالا ول نمیکرد میگفت شما هم باید بخورید... هی گفتیم عاقا ما خوردیم ... گفت کیفش به اینه که با هم بخوریم... زدم به هم یکی از هم گروهیام گفتم فردا مدرسه میای؟؟ گفت : اگه زنده بمونم عاره....

با دستای لرزون شروع کردیم به خوردن.. دیدیم نه بابا کتلتا انصافا خوشمزه شده... ( مامان دمت گرم...) سالاده هم که خوب شده.. ( دم خودمم گرم).... ولی نمیدونستیم چه عاقبتی در انتظارمونه که الحمدلله مریض نشدیم بعد از اون جریان..( بدن فولادی ای داشتیما نیشخند )

معلمو که در جریان نیستم ولی امیدوارم زنده باشه نیشخندشیطان

 

ببخشید اگه سرتون درد اومد ولی ارزش خوندن داشت..درضمن حتما خاطراتتونو واسم بفرستید.. :)))

دوووووووووستون دارررررررممم..قلبماچ *-:*-:*-:لبخند

/ 3 نظر / 51 بازدید
Derakhshani

بد بخت اون کسی که معلم شما ها بوده!!

دخمل

!!!!!! بابا شما دیگه کی هستید؟؟؟؟ خخخ [قهقهه]

AnajOoOoOn

خخخخ خیلی اسکل بازیتون باحال بود مردم از خنده [قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][ماچ][ماچ][قلب][قلب]