064.خاطرات شما (خش)(به قول یزدی ها)

چند سال پیش تو دبیرستان که بودم با بچه ها شرط بستیم از مدرس زنگ اخر فرار کنیم پشت بوم مدرسمون به یه مدرسه دیگه راه داشت منم جوجه سر سفید اول از همه رفتم و از راه پشتبوم  فرار کردم بچه های بی جنبه اون مدرسم رفتن لوام دادن هیچی دیگه تا دم اخراجی پیش رفتم.یه بارم بیرون از شهر بودیم چند سال پیش موتور عمومو آروم برداشتم حالا تو بگو ترمز نداشته هیچی دیگه ملت دنبال من جیغ میکشیدن منم از خنده رو موتور غش کرده بودم جیغم میزدم هیچی دیگه با موتور رفتم تو استخر. یه بار لاستیکای ماشینه دبیرمون که مرد بودو خالی کردم رو شیشم نوشتم انتقام البته فهمید منم هیچی دیگه بردنم دفتر منم واسه تلافی چسب ریختم رو صندلی شلوارش یه کوچولو پاره شد ملتم اعصاب ندارنا نمیدونم چرا ناراحت شد بیجنبه بازم به سوی دفتر روانه شدم. 

 لبخندقلب                    


/ 13 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دخمل

خخخخخخ.مرسی.

fatima

زبلی جووووونم منم دیگه فاطیما وب داش امیر در بازه بیاین تو.[قلب]

fatima

داداشیییییییی داشتیم؟؟[عصبانی]

زبل خان

خخخخخخخخخخخخخ می دونم عزیزم[قلب]

fatima

خوووودایییی تو از اینکارا تاحالا نکردی؟؟؟؟

fatima

به به بععععععله گل پسری ماشاالله تاج سری ماشاالله.[هورا]

زبل خان

داش امیر با من بودی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ یا خودت ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ من دخترما [خجالت]

ترنم

منم خاطره مىگم ديشب رفتيم كنسرت 98 درجه و boys to men كه اين شكلي مى نويسنش boyz ||men و new kids on the block و من به نيك دست زدم بين خودمون باشه (هاي فايو داد) ??????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????

ترنم

چرا

ترنم

أره خخخخخخخخخخ??????????????????????????????